حسن حسن زاده آملى

175

ده رساله فارسى (فارسى)

عَلَيْكَ حَسِيباً . « 1 » زبان در اين حديث قلم شد و آب دهن دوات ، صادر نخستين قلم الاقلام بود و ن دوات ، مظاهر قلم و لوح در عوالم به اقتضاى احوال هر عالمى بايد تا چه اندازه باشد ؟ از آن قلم الاقلام بگير تا به اين قلمى كه اكنون در دست من است و بدان بر لوح كاغذ مىنويسم . چو من ماهى كلك آرم بتحرير * تو از نون و القلم مىپرس تفسير حالا كه در كتابت و كاتب و لوح و قلم ، تا اندازه‌اى آشنائى حاصل شده است ، در نوشتن خداوند متعال در دلهاى مؤمنان هم تدبرى شود ، أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ . « 2 » آن‌كه گفتيم : ( به اقتضاى احوال هر عالم ) جهتش اين است كه در آنجا به غير كف و ابهام است و در اينجا با كف و ابهام . باز اگر تأمل شود معلوم مىگردد كه هر عقلى قلم است و هر نفسى لوح . و همچنين هر ما فوقى نسبت به مادونش كه آن واهب است و اين متهب ، آن قلم و اين لوح است . معلم و متعلم آن قلم است و اين لوح . و هر فاعلى قلم و هر منفعلى لوح است . آدم قلم و حوا لوح است . آسمان مرد و زمين زن در خرد * هر چه آن انداخت اين مىپرورد پس آسمان قلم و زمين لوح است . امير المؤمنين على عليه السّلام مظهر عقل كل ، و سيده نساء عالمين فاطمه صديقه مظهر نفس كل است و عقل و نفس قلم و لوح‌اند . شيخ عارف محيى الدين عربى در باب سيصد و شانزده فتوحات مكيه ، و قيصرى در اواخر فصل اول مقدماتش بر شرح فصوص الحكم محيى الدين آنجا كه گفته

--> ( 1 ) . اسراء / 15 . ( 2 ) . مجادله / 23 .